استراتژی ورزش sport strategy SWOT

علمی،ورزشی،ساختار و راهبرداستانداردهای نیروی انسانی،ورزش کشور.هوش مهارتی(تکنیکی) در ورزش

 از بین افراد موجود و واجد شرایط،چه کسی برای احراز پست(مثلاً) سرمربیگری یک تیم ملی ویا باشگاهی مناسب تر است وبه چه دلیل؟.

بدون تردید پاسخ این سئوال در تدوین استاندارد های نیروی انسانی مورد نیاز بخش تربیت بدنی و ورزش نهفته است.تدوین این استاندارد ها ضرورتی اجتناب ناپذیر است وتاخیر در تدوین آن ها به مثابه ادامه وضع نا مناسب موجود.متولی این امردر بخش تربیت بدنی و ورزش کشور سازمان تربیت بدنی است.البته تدوین استاندارد ها صرفاً به استاندارد های نیروی انسانی ختم نمی شود بلکه استاندارد باشگاه ها،اماکن،تجهیزات ورزشی و... نیز در این مقوله جای می گیرد.احتمالاً استاندارد های مشخصی در کشور های پیشرفته در زمینه های مورد اشاره وجود دارد. که می توان با اجرای یک پژوهش تطبیقی آن ها را شناخت ومقایسه کرد وباانطباق آن ها با شرایط ورزش کشور شکلی مناسب وبومی از آن را انتخاب نمود.اما به فرض اینکه چنین استاندارد هایی در هیچ کشوری تدوین نشده،ویا آنچه موجود است با شرایط فرهنگی،اجتماعی،اقتصادی و... کشور ما سازگار نیست،باید متولی اصلی ورزش کشور هرچه زودتر نسبت به تدوین استاندارد های مورد اقدام کند. من تعدادی از این استاندارد ها را تدوین کرده ام اما بنظر می رسد،زمینه لازم برای پذیرش استاندارد سازی نیروی انسانی،در بخش مدیریتی فراهم نیست.به مرور این استاندارد های کمی را برای دوستان علاقمند،منتشر می کنم.  (ادامه دارد)

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1391ساعت 18:41  توسط محمد قیومی  | 


سنجش واندازه گیری در تربیت بدنی،مهر 1391

محمد قیومی.

 فصل اول:تعریف مفاهیم واصطلاحات حوزه ارزشیابی در تربیت بدنی.

مقدمه: تربیت بدنی در مقایسه با بسیاری از علوم معاصر،علمی نوپا بشمار می آید.بسیاری ازصاحبنظران تربیت بدنی را علم مرکب می دانند،یعنی علمی که با استفاده از علوم متاخرنسج گرفته است.فیزیولوژی ورزشی از ازعلوم پزشکی،روانشناسی ورزشی از روانشناسی وجامعه شناسی از علوم اجتماعی و..سنجش هم از حوزه علوم تربیتی  وعلوم انسانی و روانشناسی وارد این علم شده است.باید توجه داشت که صفات مورد اندازه گیری در حوزه روان شناختی بیشتر دارای ماهیت کیفی است،شخصیت،افسردگی،استرس،اضطراب وخودپنداره و...ماهیتا صفات کیفی محسوب می شوند.اما درتربیت بدنی متغیر های زیادی مورد اندازه گیری قرامی گیرند.برخی از آن ها دارای ماهیت کمی است.مانند،طول،عرض،ارتفاع،سرعت،شتاب و...برخی نیز صفاتی است که ماهیت کیفی دارد،مانندسبک های مدیریتی،میزان تحصیلات،هوش هیجانی،خودپنداره و...بایددر انتقال این علوم به حوزه تربیت بدنی وکاربردی نمودن آن به،تفاوت بین حوزه تربیت بدنی با علوم دیگر توجه نمود.

تاریخچه : مبدا دقيقي را براي شروع فعاليت هايي مانند،سنجش،اندازه گيري،وارزشيابي نمي توان تعيين كرد اما به نظر ميرسدقدمت برخی از این واژه ها با تعاریف مشخص آن را ميتوان،با قدمت پیدایش انسان در روی این کره خاکی،برابرتلقی نمود.انسان اولیه هم دائم در حال اندازه گیری حیواناتی بوده که قصد شکار آن هارا داشته.وضع موجود را ارزیابی میکرده تا تصمیم بگیرد.چیزی را با معیار هایی که قبلا تجربه کرده می سنجیده.اما بطور قطع ابزار های دقیقی برای این امر نداشته،وبیشتربرمشاهدات خودبرای جمع آوری اطلاعات متکی بوده است.بنابراین برخی از این واژه ها به اندازه تاريخ زندگي انسان قدمت دارد. با مراجعه به كتب قديمي مي توان نمونه هاي متعددي را از تمايل انسان به طبقه بندي افراد از روي خصوصيات آنها ،به منظور مقايسه با يكديگر وانتخاب آنها بر حسب استعدادهاي خاص ،پيدا كرد.در تورات ،كتاب آسماني يهوديان ،وقتي يهوه([1])به ‍‍ژدئون([2])،در مورد انتخاب جنگجويان الهام ميدهد چنين ميگويد :"براي سركوبي دشمنان فقط سربازاني را برگزين كه بتوانند ،بدون خم كردن زانو،از چشمه آب بنوشند"هرودوت مورخ يوناني نيزبه اهميت قدرت ونيروي بدني جنگاوران در نبرد هاي مختلف اشاره كرده است.دربرجسته ترين اثر حماسي ايران"شاهنامه" فردوسي به دفعات از واژه آزمايش، آزمودن واندازه گيري استفاده نموده است.  

     كنون من تورا آزمايش كنم                 يكي سوي رزمت گرايش كنم. ·  

به جنگ آنكه سست آيداز آزمون         ورا نام بفكن زديوان  برون ·  

   يكي كار پيش آمد اكنون شگفت          كه از دانش اندازه نتوان گرفت.  

در شاهنامه آمده است كه آرش كمانگير تيري را پرتاب كرد كه مرز ايران وتوران رامشخص نمود. براي آغاز سنجش واندازه گيري در ورزش وفعاليت هاي ورزشي نيزتاريخ دقيقي را نمي توان تعين كرد امابه نظر ميرسد،برگزاري مسابقات المپيك در يونان باستان را ميتوان مبدا قابل قبولي براي فعاليت هاي ياد شده به شمار آورد.   در يونان قديم ،آزمايشهاي متعددي در زمينه ورزش وبازيها وجود داشته است .درروم نيز نظير اين نوع آزمايشها انجام ميگرفته است.روايت شده است كه اشراف زادگان،ازنظر اجتماعي ،موقعي به سن بلوغ مي رسيدند كه مي توانستتد قوانين رومي را،كه بر روي يكي از سنگهاي ميدان رم نقش بسته بود ، بخوانند و بفهمند. شاگردان اصناف قرون وسطي مي بايستي به آزمايشهاي متعددي تن ميدانند تا در شغل خود استاد كار شوند. دانشجويان همان دوره مجبور بودند امتحاناتي راپشت سر بگذرانند تا از دانشگاهها فارغ التحصيل شوند. نمونه هاي بسياري را مي توان ذكر كرد كه نشان مي دهند روشهاي جديد گزينش افراد تاريخچه بسيار قديمي دارد.در ایران مستندات موجود نشان می دهد که دکترعلی محمدامیرتاش ، دکترمهدی نمازی زاده،دکتر مجید کاشف و...درزمره پیشگامان علم سنجش واندازه گیری در تربیت بدنی هستند.حتی به درستی،دکتر کاشف ازدکترامیرتاش،به عنوان پدر این علم در ایران نام می برد ویژه (تاریخچه ناقص است وادامه دارد)

اندازه گیری:[3] اگر بتوانيد آنچه را كه در باره اش صحبت مي كنيد،اندازه بگيريد وآن را به صورت كمي بيان كنيد، مي توانيد مدعي باشيد كه در باره آن چيزي ميدانيد ،وگرنه دانش شما در باره آن اندك ونارسا است.لرد كلوين([4] ) واژه اندازه گیری تعاریف متعددی دارد. نانالی[5]می گوید:اندازه گیری از قواعدی تشکیل شده که برای نسبت دادن اعدادبه انسان ویا اشیابه کارمی رود،به گونه ای که صفاتی از آن افرادیا اشیا را به صورت کمیت نشان دهد.منظوراز"قواعد"آن است که روش های نسبت دادن به یک صفت باید هدفمندونظام مند باشد.در بعضی موارد قواعدبسیاربدیهی وروشن است ونیاز به توضیح مفصل ندارد،مانند استفاده ازقدسنج برای اندازه گیری قدافراد.اماقواعد اندازه گیری ویژگی ها وصفات روانی وبرخی از متغیر های آموزشی ممکن است چندان روشن نبوده ونیاز به توضیح زیادی داشته باشد.به مثال زیر برای توضیح"قواعد"دراندازه گیری توجه کنید. درآزمون پرش طول،هرفردحق داردسه بار پرش کند ودر نهایت بهترین نتیجه به عنوان رکورد وی ثبت خواهد شد. بر اساس یک قاعده مشخص،در نحوه اندازه گیری"مدرک تحصیلی"به سنوات تحصیل فرد توجه شده است.بنابراین،به فرد بی سواد نمره صفرداده خواهد شد،به دارنده مدرک دوره پنج ساله ابتدایی نمره پنج تعلق می گیردوفردی که داری مدرک پایان تحصیلات دوره راهنمایی است نمره هشت راخواهد گرفت واگر فردی گواهی دوره دبیرستان به انضمام دوره پیش دانشگاهی را ارائه کند.نمره دوازده را کسب می کند.(12=1+3+3+5) اندازه گیری عبارت است از اختصاص دادن اعدادبه مقادیرمختلفی ازصفات برحسب قواعد معین که صحت آن ها را می توان از راه آزمایش بررسی کرد.[6]   با توجه به تعاریف بالا ودر یک جمع بندی کلی می توان گفت: "اندازه گیری یکی از روش های جمع آوری اطلاعات جهت تحقق ارزشیابی است و فرآیندی است برای تعیین مقدارعددی کمیت هایی مانندسرعت،شتاب،طول و...ویا اندازه عددی اشیاء،افراد،صفات و وقایع و..." بعضی از ویژگی ها وخصایص دارای ماهیت کمی است وفقط باید مقدارعددی آن رابا اندازه گیری دقیق تعیین نمود.به عنوان مثال مقدارعددی کمیت هایی مانند سرعت، شتاب، طول،عرض،ارتفاع،زمان و...را استفاده از ابزار معتبرو با اندازه گیری دقیق،می توان تعیین نمود. برخی از صفات مانند،درد،اضطراب،شادابی و... دارای ماهیت کیفی است اما می توان با روشی نظامند و هدفمندیک مقدار عددی معین را به صفات تخصیص داد. در برخی از علوم مانند ادبیات استفاده از واژه هایی مانندانسان بلندقد،کوتاه قد،چاق ویا لاغر می تواند برای توصیف صفت فرد مورد نظر بکار رود،اما در تربیت بدنی استفاده از این واژه ها فقط زمانی گویا است که ابتدا مقدار عددی وزن یا قد فرد موردنظربا اندازه گیری دقیق تعین گردد.باید توجه داشت که یک کلیت مانندانسان قابل اندازه گیری نیست.ابتدا بایدکمیت یا کیفیت هایی از وی را تعریف نمود،و بعد ازتهیه ابزار لازم هر کمیت یا کیفیت را جداگانه مورد اندازه گیری قرارداد وبا مقیاس و واحد معین ثبت نمود.برای اندازه گیری ورزش هایی مانند فوتبال،والیبال،تکواندو و...نیزابتدا بایدهر ورزش به خرده مهارت تقسیم شده وخرده مهارت ها اندازه گیری شود.

کیفیت های ضروری در اندازه گیری: دونوع کیفیت مطلوب در اندازه گیری بایدمدنظر باشد. الف:در فرآیند اندازه گیری همان متغیر،صفت ویا ویژگی مورد نظر اندازه گیری شود.(مربوط بودن اندازه گیری) ب:دقیق بودن داده ها(اعداد)حاصل از اندازه گیری. مراحل اساسی اندازه گیری: هدف اندازه گیری جمع آوری اطلاعات مناسب ودقیق درباره شئی یا فردمعین ودرواقع تعیین اندازه عددی ازیک متغیراست[7].

برای تحقق این امر باید سه مرحله اساسی را در نظرگرفت.

1 -    تعریف متغیرمورد اندازه گیری اگردرصدد اندازه گیری ویژگی قدرت باشید،ابتدا باید مشخص کنید که قدرت مورد نظر شماکدام یک از انواع قدرت است وتعریف آن چیست.شاید در برخی موارد این امر چندان دشوار نباشد،اما درمورد برخی متغیر ها ارائه یک تعریف دقیق،به دلیل فقدان وحدت نظر دربین متخصصان وصاحبنظران،چندان هم ساده نیست.مثلااگربخواهیم هوش را در ورزش ومثلادر یادگیری تکنیک تعریف کنیم،ازچه تعریفی از هوش استفاده می کنیم؟آیا هوش هیجانی همان هوشی است که موردنظر ما است؟صفاتی مانندشایستگی،خوش خلقی،صبوری و...را چگونه بایدتعریف نمود؟بهرتقدیراین اولین گام درفرآیند اندازه گیری است واگربه درستی صورت نگیرد.داده های جمع آوری شده با ابهام مواجه می شود.

2 -    ابزارمورد نیاز برای اندازه گیری دومین گام در اندازه گیر یک متغیر مشخص نمودن ابزارمورد نیاز برای اندازه گیری آن است. در تربیت بدنی از ابزار هایی متنوعی برای اندازه گیری استفاده می شود.ازابزارهای ساده مانند متر یا زمان سنج،تاابزارهای پیچیده تر مانندترید میل و...)برای اندازه گیری متغیرهای فیزیکی.دربسیاری موارداز جمله در اندازه گیری ویژگی های روان شناختی،برای جمع آوری اطلاعات مورد نیازازپرسشنامه به عنوان ابزارجمع آوری اطلاعات استفاده می شود.کلیه ابزارهای اندازه گیری باید دارای ویژگی هایی مانندپایایی وروایی باشند.این ویژگی ها در فصل... مورد بحث قرارمی گیرند.

3 -    تعیین مقیاس و واحد اندازه گیری. بدیهی است که نتیجه اندازه گیر باید به صورت کمیت یا عدد بیان شود.به این دلیل متغیر یا خصیصه مورداندازه گیری بایداندازه پذیر بوده وقابل ارائه به صورت عددباشد،تا نشان دهد چه مقدار از ویژگی مورد نظردرفردیاشئی وجود دارد.در اندازه گیری یک دواستقامت دونوع مقیاس ودو نوع واحد می توان قائل شد.اگر مسافت ثابت در نظر گرفته شود،می توان ازمقیاس زمان و واحدهای،دقیقه،ثانیه وصدم ثانیه برای تعیین اندازه عددی یارکورد افراد استفاده نمود.درصورتی که زمان برای شرکت کنندگان ثابت درنظر گرفته شود،می توان از مقیاس طول و واحد متر،وسانتیمتربرای ثبت رکوردمسافت طی شده،بهره گرفت.در برخی اندازه گیری هامانند دراز ونشست،از دو مقیاس ودو واحد متفاوت استفاده می شود،طول زمان آزمون که به ثانیه اندازه گیری می شودوتعدادحرکات که با شمارش حرکات آزمودنی مشخص خواهد شد.تعیین واحد در اندازه گیری ویژگی های روان شناختی قدری دشوارتر است ودر برخی موارد می تواندحتی  موجب تردید وابهام شود.

مقیاس های اندازه گیری:

صاحبنظران مقیاس های اندازه گیری را به چهاربخش تقسیم می کنند.

مقیاس اسمی[8]،مقیاس ترتیبی[9]،مقیاس فاصله ای[10] ومقیاس نسبتی[11]. 

 برای درک بهتر مقیاس های اندازه گیری ابتدا ویژگی های عدد را مرورمی کنیم.

هرعدد سه ویژگی دارد،هویت،ترتیب وقابلیت انجام اعمال ریاضی.

به عنوان مثال ما شکل یا هویت این عدد8 را می شناسیم وآن را به عنوان عددهشت معرفی می کنیم.عدد8 ماهیتا دارای ترتیب است.عدد7قبل از آن وعدد9بعد از آن قرارمی گیرد.حال می توان اعداد9،8،7رابایکدیگرجمع کرده وبر3تقسیم نمود تا میانگین آن اعداد به دست آید.

الف: مقیاس اسمی: 

 مقیاس اسمی مقیاسی است که درآن فقط از هویت یا شکل عدداستفاده شده ودو ویژگی دیگر یعنی ترتیب و قابلیت انجام اعمال ریاضی آن ناددیده گرفته می شود.درمقیاس اسمی از عدد به عنوان کدیا شناسه استفاده می شود.مثلادرآزمون ورودی دانشگاه برای تعیین جنسیت،کد1معرف جنسیت زن است وکد2معرف جنسیت مرد.شماره تلفن،شماره ملی،شماره حساب بانکی،شماره شناسنامه و...نمونه دیگری ازاعدادی است که فقط از شکل یا هویت آن ها استفاده شده است.ترتیب این شماره ها اهمیتی ندارد وانجام اعمال ریاضی روی آن ها نیزحاصلی نخواهد داشت.فقط از شاخص آماری مدیانما(Mo)برای نشان دادن فراوانی برخی از متغیرهای مورد مطالعه درمقیاس اسمی استفاده می شود. 

  مقیاس ترتیبی:  

درمقیاس ترتیبی از دو ویژگی هویت وترتیب اعداداستفاده می شود،واز ویژگی سوم یعنی قابلیت انجام اعمال ریاضی درآن صرفنظرمی شود.به عنوان مثال برای رسیدن به آدرس،خیابان سوم کوچه دوم پلاک یک،بایدضمن توجه به هویت اعداد،ترتیب آن ها رارعایت نمود. مقام های اول دوم وسوم در ورزش،نیزدراین مقیاس جای می گیرد. بدیهی که انجام اعمال ریاضی روی این اعداد،بی فایده بوده وکاربردی ندارد.بسیاری ازپاسخ های آزمون های روان شناختی در این مقیاس اندازه گیری قرار می گیرد.درآزمون های روان شناختی معمولا در این مقیاس ازشاخص آماری،میانه(Md)وآزمون های ناپارامتریک برای تحلیل داده ها استفاده می شود[12].

 مقیاس فاصله ای: 

در این مقیاس از هرسه ویژگی عدد ،هویت،ترتیب وقابلیت انجام اعمال ریاضی، استفاده می شود.این مقیاس صفرمطلق نداردوصفردراین مقیاس به صورت قرادادی مشخص می شود.مانندنمرات نظام آموزشی،این نمرات علاوه برهویت وترتیب قابلیت انجام اعمال ریاضی را نیز دارند،میانگین فارغ التحصلی دانش آموزان یا دانشجویان ملاک معتبری است که در بعضی موارد برای اعطای امتیاز های خاص،مورد استنادقرارمی گیرد.نمرات نظام آموزشی صفرمطلق ندارد،به این معنی که کسب نمره صفردردرس املا به معنی هیچ ندانستن تلقی نمی شود،بلکه بر اساس قرادادهای موجود،دانش آموزی که درنوشتن املا 20غلط داشته باشد،صفرمی گیرد،حتی اگر50کلمه دیگرراصحیح نوشته باشد.وجودعددصفردر دماسنج ها نیزشکل دیگری ازاین مقیاس رانشان می دهد.بسیار از شاخص های آماری ازجمله،میانگین،انحراف استاندارد وآزمون های پارامتریک رامی توان برای تحلیل داده هایی که دراین مقیاس اندازه گیری شده اند،مورد استفاده قرار داد.

  مقیاس نسبتی:  

این مقیاس نیز از تمام ویژگی های سه گانه عدداستفاده می کند وعلاوه برآن صفرمطلق نیز دارد.کمیت هایی مانند،سرعت، شتاب،قدرت،وزن و...نمونه ای ازمتغیرهای کاربردی درتربیت بدنی است که دراین مقیاس اندازه گیری می شود.کلیه شاخص های وآزمون های پارامتریک آماری برای تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده در این مقیاس،می توانند کاربرد داشته باشند.

 آزمون[13]:

 آزمون وسیله یا روشی نظامدار(سیستماتیک)برای اندازه گیری متغیرها مختلف کمی یا کیفی است. گرانلاند[14] و لین[15].درحوزه اندازه گیری ویژگی های روان شناختی آزمون می تواند هم ابزاراندازه گیری باشد وهم روش اندازه گیری،هرچند که کرونباخ،در تعریف آزمون می گوید،آزمون روشی است منظم وسیستماتیک برای مشاهده رفتارشخص وتوصیف آن به کمک مقیاس های کمی ویا طبقه ای[16] به عنوان مثال برای اندازه گیری خصیصه عزت نفس از آزمون ویژه عزت نفس استفاده می شود. اما درحوزه تربیت بدنی وبه ویژه دربخش اندازه گیری های فیزیکی،آزمون صرفا روشی است برای اندازه گیری یک خصیصه یا متغیر.به عنوان مثال آزمون دراز ونشست روشی است برای اندازه گیری استقامت عضلات ناحیه شکم.آزمون بارفیکس که استقامت عضلات کمربند شانه ای را اندازه می گیردبه روش اجرای این آزمون اطلاق می شود.ابزار مورداستفاده در این آزمون مستقل ازخودآزمون است.مثل نقش جعبه انعطاف پذیری در از آزمون انعطاف پذیری(Sit&Reach) آزمون مانند اندازه گیری نمی تواندیک متغیریا یک خصیصه رامستقیما گیری کند بلکه با روشی خاص وبه صورت غیر مستقیم استنباط کمی مشخصی از آن را نشان میدهد.به عنوان مثال،ترازو می تواند به صورت مستقیم وزن را اندازه گیری کند،اما آزمون انعطاف پذیری روشی است برای اندازه گیری خصیصه یا صفتی که اندازه گیری مستقیم وبدون واسطه آن میسرنیست.این امر در آزمون های روان شناختی ملموس تراست.شخصیت یا هوش را نیز نمی توان مستقیما اندازه گیری نمود،بلکه با اجرای آزمون های خاص،آزمون کننده از پاسخ آزمون دهنده، اندازه های این دوخصیصه را استنباط می کند.

سنجش[17]: اصطلاح دیگری است که تا حدی به اندازه گیری وآزمون نزدیک است.سنجش مفهوم گسترده تری ازاندازه گیری و آزمون دارد.نیتکو[18]معتقد است سنجش یک اصطلاح کلی است وبه صورت فرآیندی تعریف می شود که برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز جهت تصمیم در باره دانش آموزان،برنامه های درسی وسیاست های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد.اگن[19]وکاوچاک[20]سنجش کلاسی را به عنوان"تمامی فرآیند های مورد نیاز برای تصمیم گیری در باره ویژگی یا خصیصه مورد اندازه گیری،تعریف کرده اند.سالویا[21]و یسل دایک[22] می گویندسنجش تنها به جمع آوری داده ها یا اطلاعات خلاصه نمی شود،بلکه به جمع آوری داده ها همراه بامنظور یاهدفی خاص گفته می شود.سنجش فرآیندی است که طی آن،اعداد یا رکوردهای خام حاصل از اندازه گیری وآزمون،درمقایسه با یک مرجع معتبرتفسیرمی شوند.بنا براین سنجش فراتراز جمع آوری اطلاعات است،سنجش زمانی انجام می شود که بخواهیم نمرات یا رکورد های خام حاصل از اندازه گیری را معنی دار کنیم.به عنوان مثال شخصی در آزمون دو استقامت یک مایل را درمدت 8دقیقه طی نموده است،قضاوت این رکورد زمانی میسر است که آن را بایک معیاریا مرجع قابل قبول مانند هنجارهمان کروه سنی وهمان جنسیت مقایسه نموده وجایگاه وی را در مقایسه با گروه همگن بسنجیم.در این صورت جایگاه این رکورد مشخص شده وقضاوت درباره آن میسر می شود.تفاوت دیگرمیان سنجش،اندازه گیری وآزمون این است که اندازه گیری وآزمون عموما با کمیت سروکاردارند،درحالیکه نتیجه سنجش الزاما به کمیت منحصر نمی شود.به عبارت دیگر،زمانی که اندازه گیری یا آزمون انجام می شود،نتیجه به صورت عدد ورقم نشان داده می شود،اما نتیجه سنجش می تواند به صورت غیرکمی ارائه شود.درمثال فوق ازمقایسه رکورد فرد با یک مرجع معتبر می توان در موردکیفیت استقامت قلبی- تنفسی وی اظهارنظر کیفی نمود.

ارزیابی[23]: برخی از متخصصان وصاحبنظران حوزه ارزشیابی آموزشی و روانشناسی واژه ارزیابی را مترادف با ارزشیابی تلقی می کنند[24].اما بنظر می رسد در تربیت بدنی این دو واژه از برخی جهات با برخی علوم دیگرتفاوت دارد. ازواژه ارزیابی برحسب کاربرد آن تعاریف مختلفی می شود.درمحاکم قضائی ارزیابی عبارت است از کسب نظر یک ارزیاب خبره متخصص ومعتمد،برای اعلام نظر دریک وسیله یا شئی مورد اختلاف طرفین دعوی.مثلا درمورد بهای یک خانه موردمناقشه.طبعا در این حالت انتظارمی رود داده های حاصل از ارزیابی دقیق بوده وبا واقعیت منطبق باشد.و زمینه را برای یک داوری مبتنی بر شواهد دقیق وارزشی را برای قاضی  فراهم سازد.  اما در ورزش ارزیابی تعریف دیگری دارد، ارزیابی در تربیت بدنی نوعی ارزشیابی است که برداده های مبتنی برگمان وتخمین استوار است. دوحریف درشروع مسابقه یکدیگر را ارزیابی می کنند وسعی دارنداطلاعاتی درموردرقیب کسب کنند.در ورزش کشتی،حریف راهل می دهندتا قدرت او را تخمین بزنندیا با تظاهر به زیر گیری سعی می کنند سرعت عکس العمل حریف را ارزیابی کنند.دربسکتبال،فوتبال،تنیس و... نیز به نوعی دیگر بازیکنان سعی می کنندنقاط ضعف وقوت تیم حریف راتیم حریف را بشناسند وبه نفع خود از آن استفاده کنند.طبعا در این حالت،جمع آوری اطلاعات باید درکوتاه ترین زمان ممکن وبدون استفاده از ابزاروصرفا بامشاهده وتخمین انجام شود.بدیهی است که اطلاعات جمع آوری شده در ارزیابی از دقت داده های حاصل از اندازه گیری،برخوردار نبوده وحتی گاهی اوقات این داده ها با واقعیت تطبیف نمی کند.دراین حالت اطلاعات حاصله از ارزیابی به تصمیم گیری صحیح منجرنخواهدشد. اصطلاح ارزیابی درتربیت بدنی در واقع نوعی ارزشیابی است که براساس اطلاعات جمع آوری شده نه چندان دقیق،منجر به داوری واخذ تصمیم می شود.بنا براین احتمال دارد با یک داوری ارزشی مبتنی بر شواهد دقیق فاصله داشته باشد.البته درتربیت بدنی ازروش هایی دیگری نیز برای ارزیابی برخی فاکتورهای جسمی استفاده می شود.مثلا استفاده از یک فرمول خاص برای تعیین ترکیب بدنی،یا تعیین نسبت بافت چربی به توده عضلانی،بدیهی است که دراین حالت،فرمول ها به ابزار تلقی می شود.وهرچه دقت آن ها بیشتر باشد،دقت ارزیابی متغیرهای موردنظر نیزبیشترخواهدبود.بهرتقدیردقت ارزیابی دراین روش ها بسیاربیشترازروش اول است.

  ارزشیابی[25]: واژه ارشیابی به معنی لغوی وبه طور ساده به تعیین ارزش هرچیزی گفته می شود.کرونباخ ارزشیابی راگرد آوری وکاربرد اطلاعات به منظوراخذ تصمیم در برنامه های آموزشی تعریف نموده است.بی بای[26]تعریف دیگری از ارزشیابی ارائه می دهد،او می گوید"ارزشیابی عبارت است از یک فرآیند نظامدار برای جمع آوری، تحلیل،وتفسیرشواهدی که منجربه داوری ارزشی می شود ودر نهایت به عمل می انجامد.ارزشیابی نشان می دهد که اهداف موردنظرتاچه حدمحقق شده است.باتعاریف بالامشخص مشود که ارزشیابی جامعیت بیشتری ازسایرتعاریف ارائه شده دارد.نتیجه حاصل از ارزشیابی با اتکا به داده های کمی،بایدکیفت موضوع مورد مطالعه رانیز مشخص نماید.نیتکو[27]کیفیت را در ارزشیابی پیشرفت تحصیلی،به عنوان دانش،مهارت ها وتوانایی هایی که از دانش آموز پس ازآموزش انتظارمی رود تعریف کرده است.بدیهی است که تحقق داوری ارزشی زمانی میسر است که داده های کمی مورد استناد در ارزشیابی،به روش علمی ودقیق جمع آوری شود. مقایسه واژه های،اندازه گیری،آزمون،سنجش،ارزیابی وارزشیابی. ارزشیابی به عنوان"داوری ارزشی مبتنی بر شواهد دقیق علمی تعریف شده است،که کیفیت متغیریا موضوع مورد ارزشیابی را مشخص می کند.اطلاعات مورد نیازبرای ارزشیابی،به کمک اندازه گیری آزمون وسنجش فراهم می شود،بدیهی است صحت وجامعیت ارزشیابی،به دقت نحوه جمع آوری اطلاعات بستگی دارد.امادرتربیت بدنی ارزیابی،نوعی ارزشیابی سطحی مبتنی بر داده هایی است که اطمینان زیادی به دقت وصحت آن نیست،بنابراین نتایج حاصل از ارزشیابی از ارزیابی،قابل اعتمادتراست.  

  لزوم ارزشیابی در فرآیند یاددهی یادگیری:

درشیوه ناکارآمدسنتی موجودکه صرفا بر تدریس وشیوه معلم محور استوار است ودر بسیاری از مراکز آموزشی حتی در دانشگاه نیزجاری است،هدف ارزشیابی صرفا،داوری در باره یادگیرنده است،نتجه ارزشیابی بیشتر متکی بر نمره امتحان پایانی بوده وبراساس آن تعیین می شود که،آیا یادگیرنده می تواند به دوره یا کلاس بعدبرود؟دراین شیوه معلم وبرنامه،کامل وبی نقص در نظر گرفته می شوند وبی نیاز از ارزشیابی تلقی می شوند.بدیهی است که درچنین شیوه ای،درعدم تحقق اهداف آموزشی،صرفا یادگیرنده مقصر است.برون داد نظام موجودآموزشی نشان می دهد که شیوه موجود کارآئی قابل قبولی ندارد.ضرورت دارد با اتخاذ روش های نوین،فرآیند یاددهی یاد گیری وبه دنبال آن شیوه های ارزشیابی رانیز متحول نمود.نگاه نو به روش های یادگیری وارزشیابی در تبیت بدنی نیزاز این مقوله مثتثنی نیست.

انواع ارزشیابی درفعالیت های آموزشی:

 لف:انواع ارزشیابی به تفکیک زمان اجرا:

1-  ارزشیابی آغازین یا ورودی:  

این نوع ارزشیابی قبل از شروع یک دوره آموزشی انجام می شود. از نتایج این ارزشیابی می توان به سه پرسش زیرپاسخ داد. الف: آیا یادگیرنده دانش ها ومهارت های حرکتی وآمادگی جسمانی لازم وپیش نیاز،برای ورودبه دوره را دارد؟ ب:یادگیرنده تا چه مقدارازاهدف ومحتوی برنامه دروس جدید را قبلا آموزش دیده است؟ ج:اندازه های مورد نیاز ورودی وی برای ارزیابی میزان تحقق اهداف در پایان دوره چگونه است؟ درمورد پرسش 1،این بحث مطرح است که آیایاد کیرنده حداقل شرایط وتوانایی های لازم برای ورود به دوره جدید را دارد؟اگر پاسخ منفی است اورا باید به یک دوره یا سطح پائین ترارجاع نمود. درپرسش دوم این بحث مطرح است که آیا اهداف وسطوح برنامه این دوره برای او نازل وتحصیل حاصل است.اگر پاسخ مثبت است اورا می توان به یک دوره بالا تر ارجاع نمود.این امر در واقع نوعی آزمون جایابی یا پایه گزینی[28] نیزمحسوب می شود.درپاسخ به پرسش سوم فرض براین است که یادگیرنده شرایط لازم برای ورود به دوره جدید را دارد،اما برای آگاهی از میزان تغیرات لازم بعد ازاجرای دوره،بایداندازه های ورودی او را ثبت نمود،تا ملاک لازم برای بررسی میزان تحقق اهداف دوره ومیزان پیشرفت وی فراهم  گردد.سطح موجود کلیه رفتار هایی که پس از پایان دوره مورد اندازه گیری قرار می گیرند،در ارزشیابی ورودی باید اندازه گیری شده وثبت گردد.در صورتی که مربی یا معلم قبلا به این گروه ازیادگیرندگان آموزش داده وبخوبی از سطح موجودآنها آگاهی دارد،ارزشیابی ورودی ضرورتی ندارد.

2-  ارزشیابی مستمر[29](تکوینی):

این ارزشیابی در طول دوره آموزشی انجام می شود تا میزان تحقق اهداف هر بخش از برنامه مشخص شود.درتربیت بدنی مربی یا معلم ابتدا برنامه را به اجزایی در سطح یک جلسه آموزشی تقسیم می نماید. بعد از ارائه هر درس جدید،به دانش آموزان فرصت تمرین مهارت داده ودر حین تمرین مهارت جدید،به روش مشاهده میزان توانایی آنان را در کسب مهارت حرکتی جدید،ارزیابی نموده نتیجه را در دفترخودثبت می نماید.آنچه دراین مرحله اهمیت دارد،ارائه بازخورد به یادگیرندگانی است که مهارت جدید را صحیح انجام نمی دهند.(ارزشیابی تشخیصی)[30].این امر سبب می شود تادانش آموز از نحوه اجرای مهارت توسط خود آگاه شده وسعی کندتا مهارت به درستی تمرین وکسب نماید.اگر به دلیل تعدادزیاد دانش آموزدر کلاس،مشاهده رفتار تک تک آنان وقت گیر بوده ومسیرنیست،می توان هرجلسه را به مشاهده رفتار تعدادی از آنان وثبت نتایج پرداخت.به این ترتیب هر دانش آموز در طول دوره چند بارمورد مشاهده قرارمی گرفته و اطلاعات موثقی برای ارزشیابی عملکرد وی جمع آوری خواهدشد. در این صورت نمره ارزشیابی یک درس  می تواند،نیمی محصول ارزشیابی های مستمر باشد ونیم دیگر سهم نمره ارزشیابی پایانی(به لحاظ جامعیت).با اتخاذ چنین روشی،ارزشیابی متکی به اندازه گیری های متعدد،به داوری ارزشی نزدیک ترخواهدبود تا ارزشیابی متکی به یک اندازه گیری. سیف[31]معتقداست که:نتایج ارزشیابی مستمر(تکوینی)به طورعمده برای بررسی پیشرفت یادگیرندگان وتعیین نواقص روش آموزشی بکار میرود بهتر است درنمره گذاری استفاده نشود،اما با این حال ودرشرایط بخصوص می توان ازآن هادر ارزشیابی پایانی استفاده نمود. عوامل متعددی مقوله یاددهی یاد گیری وشیوه ارزشیابی آن را از سایر دروس متمایز می نماید.اگردانش آموزی به دلیلی مانند بیماری نتواند درآزمون پایانی درس تربیت بدنی شرکت کند،می توان میانگین نمره ارزشیابی مستمر جمع آوری شده در طول دوره رابه عنوان ارزشیابی پایانی نیز مورد استفاده قرارداد. دراین ارزشیابی معلم می تواند روش تدریس وبرنامه خود رانیزدر طول دوره آموزشی ارزیابی نماید،ضمن آنکه میزان تناسب وسایل آموزشی وکمک آموزشی،با نیاز های کلاس نیز مشخص خواهدشد.

3- ارزشیابی پایانی(تراکمی): [32] 

در این شیوه ارزشیابی همه آموخته های یادگیرنده درطول یک دوره آموزشی مورد اندازه گیری قرار گرفته تا زمینه ارزشیابی وی فراهم گردد.این ارزشیابی معمولادرپایان دوره آموزشی وی برای اعلام نمره  ای است که یادگیرنده درآن درس کسب نموده وصلاحیت یا عدم صلاحیت وی برای ارتقاءبه دوره بعد نشان می دهد.لین و گرانلاند،دررابطه با با روش ها وفنون موردنیاز در ارزشیابی تراکمی می گویندکه،هدف های آموزشی این روش ها وفنون را تعیین می کنن،اما معمولا مشاهده رفتار،آزمون های معلم ساخته،کارپژوهشی ومانندآن،می توانددرتعیین نمره ارزشیابی پایانی مورد استناد باشد.بنظر می رسد درتربیت بدنی به دلایل مختلف،اکتفا به یک اجرا دربرخی آزمون های آمادگی جسمانی یا مهارت های ورزشی،برای تحقق ارزشیابی پایانی (داوری ارزشی) کفایت نمی کند. به این دلیل بنظر می رسد،استفاده از نمرات حاصل ازارزشیابی مستمربه عنوان بخشی از نمره ارزشیابی پایانی ،زمینه را برای داوری دقیق تری ازتوانایی یادگیرنده فراهم می سازد. بهتراست دربرخی آزمون ها دوبار یا بیشتر به آزمون شونده فرصت اجرا داده شده ویا بهترین اجرا برای ارزشیابی در نظر گرفته شود،یا ازمیانگین رکورد ها برای ارزشیابی استفاده شود.اعطای این فرصت دراجرای بسیاری ازآزمون مهارت های ورزشی نیز ضرورت دارد.این امرنتیجه ارزشیابی رابه داوری ارزشی نزدیک ترمی نماید.

 ب:انواع ارزشیابی به تفکیک شیوه اجرا یا ملاک مورد استفاده:

1- محاسبه شاخص پیشرفت. تاپایان پایه سوم ابتدایی (پایان 9سالگی)،جهت گیری اساسی آموزش درس تربیت بدنی به مقوله تقویت مهارت های بنیادی در قالب بازی اختصاص دارد. بنظرمی رسد مقایسه کودک با خودش وتعیین میزان پیشرفت وی مناسب ترین شیوه برای ارزشیابی وی است.همچنین استفاده از این روش برای ارزشیابی مهارت های ورزشی دانش آموزانی که مشکلات حرکتی دارندیاافرادی که به توصیه پزشک به ورزش می پردازند ویابا هدف تناسب اندام ورزش می کنند مناسب است.برای تحقق این امر نمره یا رکورد ارزشیابی پایانی رابررکورد یا نمره ارزشیابی ورودی وی تقسیم می کنیم. 

برای رکورد های پیش رونده مانند.نتایج آزمون های بارفیکس ودراز ونشست نتیجه حاصل از شاخص پیشرفت را در سه حالت ممکن می توان تفسیرنمود.

 حالت اول:رکورد ارزشیابی پایانی بیشترازرکورد ارزشیابی ورودی است.(دررکوردهای پیشرونده) پیشرفت شاخص3/2=1.5 .در این حالت نتیجه تقسیم از یک بزرگترشده ونشان می دهد فرد در آزمون مورد نظر پیشرفت داشته است.

حالت دوم: رکورد ارزشیابی پایانی برابررکورد ارزشیابی ورودی است.   پیشرفت شاخص2/2=1 .در این حالت نتیجه تقسیم برابریک حاصل می شود ونشان می دهد،در متغیر یا ویژگی مورد نظر تغیری حاصل نشده است.

  حالت سوم: رکورد ارزشیابی پایانی کمتراز رکورد ارزشیابی ورودی است.  پیشرفت شاخص2/4=0.5 .دراین حالت نتیجه تقسیم از یک کوچکت خواهد شدونشان می دهد،متغیر یا صفت مورد اندازه گیری در پایان دوره آموزشی،کاهش یافته وبه عبارت دیگر پس رفت نموده است.  

درآزمون های پس رونده(زمانی که کاهش رکورد مطلوب تر است مانند دو ها)جای ارزشیابی ورودی وپایانی در تقسیم تغیر می کند. 

ارزشیابی وابسته به ملاک: درارزشیابی وابسته به ملاک یا ارزشیابی ملاکی[33]،معیاریاملاک[34] ارزشیابی ازپیش تعین می شود.وعملکردفرد با آن ملاک موردقضاوت قرارمی گیرد.در این نوع ارزشیابی از آزمون شونده انتظارمی رود تا به سطح معینی ازعملکرد برسند.به عنوان مثال اگر فدراسیون دو ومیدانی ایران،شرط اعزام ورزشکارمرد،پرتاب کننده دیسک به مسابقات المپیک را کسب رکورد60متر دررقابت های انتخابی،تعیین کند،از نوعی ارزشیابی با ملاک مطلق ازپیش تعیین شده استفاده نموده است.درارزشیابی های آموزشی،کسب نمره حداقل 10معیار وملاک قبولی درامتحان است.تعیین ملاک برای ارزشیابی ، بایدتابع ملاحظاتی باشد.ثراندیک[35] وهیگن[36] می گویند"درارزیابی میزان هرملاک باید به ملاحظات منطقی وعقلانی روی آورد.بنابراین ملاک درارزشیابی های آموزشی باید به گونه ای تعیین شودتا از سوی اکثرشرکت کنندگان قابل دسترسی باشد،امادرآزمونهای رقابتی ملاک باید برای تعداد اندکی ازشرکت کنندگان قابل دسترسی باشد.مثلا ملاک لازم برای اعزام ورزشکاررشته وزنه برداری به مسابقات المپیک بایددرحد رکورد نفرچهارم مسابقات دوره قبل باشد.

2 -ارزشیابی وابسته به هنجار: اررزشیابی وابسته به هنجاریاارزشیابی هنجاری[37] نوعی ارزشیابی است که درآن بجای یک ملاک مطلق ازپیش تعیین شده به نوعی ملاک نسبی وابسته است.در این ارزشیابی اگربخواهیم پیشرفت یادگیرندگان دریک مهارت ورزشی ارزشیابی کنیم ، رکوردآنان درآن مهارت را با هنجاریا نرم[38] گروه "همگن[39]" (همسان)درهمان آزمون ،مقایسه می کنیم.(انواع هنجارها ونحوه محاسبه آن ها درفصل ... آمده است) تفاوت ارزشیابی وابسته به هنجاربا ارزشیابی وابسته به ملاک تفاوت مهم میان بین نتایج کمی ارزشیابی هنجاری وارزشیابی ملاکی،درتوزیع فراوانی نمرات حاصل از این دو روش است.نمرات آزمون های هنجاری معمولا به صورت توزیع طبیعی پراکنده می شوند.در این توزیع اکثرنمرات به میانگین گروه نزدیک است وتعداد کمی بسیار بیشتر یا بسیارکمتر از میانگین قرارمی گیرند. (ادامه دارد1391/7/14)


      شکل1:جدول توزیع طبیعی[40] در ارزشیابی رایج نظام آموزشی از شیوه ارزشیابی ملاکی استفاده می شودواگردرآزمونی ملاک به گونه ای تعیین شود که دستیابی به آن برای اکثرشرکت کنندگان ساده باشد،برخلاف نمرات آزمون های هنجاری، نمرات داری توزیعی خواهد که معرف منحنی دارای کجی منفی است.این نوع توزیع نشان دهنده بالا بودن سطح نمرات شرکت کنندگان است.     شکل 2 توزیع طبیعی دارای کجی منفی. اگر دریک آزمون رکورد دشواری برای به عنوان ورودی تعیین گرددبه نحوی که فقط اندکی از شرکت کنندگان قادر به دست یابی به آن باشند،توزیع نمرات به نحوی خواهد بود که معرف منحنی دارای کجی مثبت است.این شکل توزیع نشان می دهد که اکثر شرکت کنندگان  نمرات پائینی کسب نموده اند. درفصل ... بیشتربه این مبحث پرداخته می شود.


  شکل . توزیع طبیعی دارای کجی مثبت       مدل نظام دارارزشيابي در فرآيند ياددهي- ياد گيري               [1] Yahveخداي يهوديان [2]gedeon يكي از رهبران قديمي قوم يهود [3] Measurment [4] -Lord kelvin [5] Nunnally   [6]- حسن پاشاشریفی وعلیرضا کیامنش،شیوه های ارزشیابی از آموخته های دانش آموزان،وزارت آموزش وپرورش،1372. [7] مقادی ثابت نیزدر علومی مانند نجوم مورداندازه گیری قرار می گیرند،اما این امر در تربیت بدنی چندان موردبحث نیست.(موءلف)   [8]Nominal Scale [9]Ordinal Scale [10]Interval Scale Ratio scale [11] [12] به عقیده برخی از صاحبنظران،در شرایطی که توزیع داده ها طبیعی باشد،میتوان از شاخص هایی مانند میانگین،انحراف استانداردو...نیزبرای تحلیل داده های آزمون های روان شناختی،استفاده نمود.   [13]Test   [14]Gronlund [15]Linn [16] اصول آزمون های روانی،تالیف کرونباخ،1970 [17] Assessmen [18]Nitko                                                               [19] Eggen [20] Kauchak [21] Salvia [22] Yeseldyke [23]valuations [24] سیف،علی اکبر،اندازه گیری،سنجش وارزشیابی آموزشی،1382 [25] Evaluation [26] Beeby [27]Nitko Placement Test[28] [29] Continuum Evaluation Evaluation [30] Diagnostics [31] سیف،علی اکبر،اندازه گیری،سنجش وارزشیابی آموزشی،1382 [32]  Summative Evaluation [33] Criterions Referenced Evaluation [34] Criterions [35] Thorndike [36] Hagen [37] Norm Referenced Evaluation [38] Norm نرم"نورم"ا این واژه به هردوشکل نوشته می شود،به دلیل استفاده ازیکo  درنگارش انگلیس،واژه"نرم صحیح است. [39] Equal گروه همگن یا همسان به گروهی گفته می شود که دارای صفات مشترک باشند.درتربیت بدنی برای ارزشیابی هنجاری با استفاده ازنرم،گروه همگن باید حداقل در دو صفت مشترک باشند.سن وجنسیت. [40] Standard Deviation Diagram

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مهر 1391ساعت 16:58  توسط محمد قیومی  | 

 

هوش تکنیکی (اجرای  مهارت های ورزشی)

نگارش :  محمد قیومی

سال : 1391

اقتباس با ذکر ماءخذ مجاز است.

1- هوش توانایی درک روابط بین متغیرها است.

2- هوش توانایی درک شرایط وسازگاری با محیط است.

3- هوش توانایی درک شرایط حال وتاثیر آن برآینده است.

4- هوش توانایی خلق یک نقاشی زیبا است.

5- هوش توانایی سرودن یک غزل ناب است.

6- هوش توانایی خلق یک وسیله جدید است.

7- هوش توانایی اجرای یک مهارت پیچیده ورزشی .

8- هوش توانایی خلق یک اثرموسیقیایی بدیع است.

9- هوش توانایی اتخاذبهترین تصمیم درکوتاه ترین زمان،درشرایط دشوار است .

10- هوش عبارت است از؟... هوش عبارت است از ... ؟هوش عبارت است از ؟...

به راستی هوش چیست ؟یک رفتار هوشمندانه را چگونه می توان تعریف نمود؟

به نظر می رسدارائه یک تعریف جامع از هوش با تمامی ابعاد و ویژگی های رفتار هوشمندانه،بدون توجه به نوع رفتار، میسر نیست .به عبارت دیگرهوش رابایدبراساس نوع رفتار،تعریف نمود.

هوش هیجانی چیست؟

—          گلمن هوش هيجاني را توانايي براي انگيختگي  خود , پايداري   در مواقع شکست, توانايي کنترل انگيزه هاي ناگهاني ( تکانه ها) و تمايلات , به تاخير انداختن و ارضا ی تمايلات , توانايي نظم بخشيدن به حالتهاي روحي و توانايي اصرار ورزيدن و اميدواري مي داند.

—          افرادی که ازاین هوش بهره ورهستند ازطریق حواس بدنشان اطلاعات را پردازش می کنند به جنب وجوش علاقه مند هستند. هنگام صحبت بیشتر ازحرکات بدنی برای انتقال مفاهیم استفاده می کنند،بیشتر اوقات فراغتشان را بیرون ازمنزل سپری می کنندموقع صحبت مخاطب را با دست لمس می کنند، این افراد ازمهارت های خوب ماهیچه های بزرگ وکوچک برخوردارند. ازورزش ، رقص و فعالیت های حرکتی لذت می برند. برای انتقال و تبادل اطلاعات ترجیح می دهند به صورت عملی و نمایشی صورت بگیرد . برای نشان دادن و انتقال هیجانات روحی و حالات روانی از رقص استفاده می کنند. در یکی از ورزش ها معمولا جلودار هستند . درکلاس به خاطر حرکات به ظاهر اضافی اغلب با بچه های بیش فعال اشتباه گرفته می شوند. ازخیاطی  بافندگی  مکانیکی  بنایی  ونجاری وکنده کاری خوششان می آید. کلیه ی فعالیت هایی که با حرکات فیزیکی مرتبط است و با موتور کورتکس مغز که حرکات بدنی راکنترل می کند درارتباط است،درحوزه ی این هوش می باشد

شغل هایی که این گروه در آن موفقند به قرار ذیل است.

ورزشکار-هنرپیشه-رقصنده- منبت کار- مجسمه ساز-مکانیک-نجار-آهنگر-جراح-بندباز-سفال گر-جواهرساز و...

آیا هوش هیجانی مترداف با هوش اجرای مهارت های ورزشی است؟

آیا به راستی هوش هیجانی همان هوشی است که دراجرای مهارت های ورزشی بکار میرود.

ویژگی های متعددی توانایی اجرای مطلوب مهارت های ورزشی را از مهارت  هایی مانند: منبت کار- مجسمه ساز-مکانیک-نجار-آهنگر-سفال گر-جواهرساز و... متمایز می کند.

نقش زمان دراجرای مهارت های ورزشی، تعیین کننده است.مهارت های ورزشی باید درکوتاه ترین زمان وبه بهترین شکل ممکن اجراشوند.

اجرای یک اسپک خوب والیبال،زدن شوت مطلوب درفوتبال وبسکتبال،یک ضربه خوب درتنیس.ترکیبی ازویژگی هایی راطلب می کند که در فعالیت یادشده غیر ورزشی،کاربردی چندانی ندارد.

بنابراین هوش هیجانی با هوش مهارت های ورزشی،کاملا متفاوت است وبایدبعنوان نوع مستقل و متفاوتی  از هوش تعریف شود.

هوش اجرای مهارت های ورزشی چیست؟

هوش  اجرای مهارت های ورزشی عبارت است از: توانایی محاسبه موقعیت زمان ومکان واتخاذ بهترین تصمیم درکوتاه ترین زمان ممکن،برای اجرای مطلوب  یک مهارت ورزشی.

دراین جمله کلمه مطلوب دارای بار معنی داری است که در تعریف سطوح هوش مهارت های ورزشی تعریف می شود.به عبارت دیگر هرچه سطح هوش مهارتی بالاتر باشد،درجه بالاتر( مطلوب تری ) از اجرای مهارت نمایش داده خواهدشد.

تئوری نسبیت انیشتین ورابطه آن با هوش اجرای مهارت های ورزشی.

تئوری نسبیت مفاهیم گسترده ای را دربر می گیردکه اساس آن بر 4 بعد استواراست.براساس این تئوری جهان 4بعدی است.

سه بعد در مکان،شامل :{1- طول جغرافیایی2- عرض جغرافیایی 3- ارتفاع

و بعد چهارم دراین تئوری نیز بعد زمان است.

با احتساب 3بعد در زمان و 1 بعد مکان این ابعاد را می توان به اختصار (زمان،مکان )نامید.

مثال: برای ملاقات دونفر باید هربعد ،بصورت ملموس وقابل درک تعریف شود.

الف :محل ملاقات،خیابان انقلاب(طول جغرافیایی).تقاطع ولیعصر (عرض جغرافیایی) .ساختمان سپهر،طبقه سوم (ارتفاع). ب: ساعت ملاقات: ،10 صبح (زمان).

اگرهریک از این 4بعد به درستی تعریف نشود،ملاقات یا با اشکال مواجه خواهد شد ویا اصلاصورت نخواهدگرفت.این یک تعریف زمینی وساده از جهان 4بعدی انیشتین است.

دریافت موفق یک ضربه شوت توسط دروازه بان درفوتبال،زدن یک اسپک خوب در والیبال،دریافت ویا ارسال یک ضربه خوب در تنیس و... نیازمند محاسبه آن ابعاد چهار گانه بصورت کاملا دقیق توسط ورزشکار است وبا تئوری نسبیت انیشتین ارتباط دارد .ورزشکار باهوش ورزشکاری است که  بتواند زما ن  ومکان  را برای انجام یک مهارت مناسب ،به درستی  محاسبه  نماید.اشتباه در محاسبه یکی از ابعاد4گانه یاد شده،یا اجرای مطلوب مهارت را ناممکن می سازد ویا اصلا مانع اجرای مهارت خواهدشد.

چگونه می توان هوش مهارت های ورزشی را اندازه گیری نمود؟

—          اگر بپذیریم که فعالیت های ورزشی در محیط 4بعدی زمان ومکان اجرا می شود،اندازه گیری آن در روی کاغذ(محیط 2بعدی)میسر وعینی نیست.برای اندازه گیری هوش اجرای مهارت های ورزشی،ورزشکار را باید درشرایط 4بعدی واقعی قرار داد.انجام این امر با طراحی واجرای آزمون های ورزشی ومشاهده نحوه اجرای آن ها میسرمی شود.این روش باروش متداول وسنتی انتخاب بازیکن توسط مربیان مشابهت زیادی دارد.در روش موجود مربی بازیکن را در حال بازی یا دراجرای مهارت های ورزشی مشاهده نموده ودرمورد انتخاب او تصمیم می گیرد. 

هوش تکنیکی در فرآیند استعداد یابی کاربرد دارد.وکودکانی در آزمون هوش تکنیکی می توانند شرکت کنند که حداقل یک تا دو سال آموزش های لازم را در تکنیک های ورزش مورد نظر را دیده باشند.وحالا قصد دارند برای ورود به عرصه ورزش قهرمانی وحرفه ای تلاش نمایند.بهترین سن برای استعداد یابی واستعداد پروری بطور جدی در فوتبال حدود12سال است.

—          آنچه که باید تغییر کند،نحوه طراحی آزمون ها است.آزمون ها باید بارعایت موارد زیر طراحی شود.

نکات ضروری در طراحی آزمون ها.

نقش بعد محاسبه زمان ومکان درطراحی واجرای آزمون ها،ملموس تر ازنقش فاکتور های آمادگی جسمانی باشد وبرای هر رشته ورزشی جداگانه طراحی شود.

2-گروه سنی وسایر ویژگی های موثر مخاطبان تعریف شود.

3- آزمون ها از سه ویژگی روایی وپایایی وعینیت برخوردار باشند.

4- خرده مهارت مورد اندازه گیری به دقت تعریف شود.

5-  ابزاریا ابزارهای اندازه مشخص شود.

6- پایایی وروایی ابزارها تائید شود.(درصورت لزوم)

7- مقیاس و واحد های اندازه گیره مشخص شود.

8- نحوه محاسبه امتیاز هرخرده مهارت بیان شود

9- روش اجرای وکمی نمودن هرآزمون بصورت کامل تدوین شود.

10- مهارت های طراحی شده حداقل نیاز به سطح بالای آمادگی جسمانی را داشته باشند و وجه غالب در آزمون ها باید توانایی فرد در محاسبه در موقعیت های خاص باشد

مثال

رشته ورزشی فوتبال

آزمون1 :حفظ توپ در هوا(روپایی).هدف:سنجش هماهنگی و توانایی استفاده مکررومتوالی از ضربات کنترل شده.

v    نحوه اجرا:آزمودنی توپ فوتبال راباید در طول زمان آزمون بدون استفاده از دست ها،باضربات متوالی روی هوا حفظ نموده واز اصابت آن به زمین جلوگیری نماید.

v    هدف :سنجش هماهنگی بدن وتوانایی زدن ضربات کنترل شده متوالی.

v    ابزارمورد نیاز: توپ فوتبال ،کرنومتردیجیتال.

v    مقیاس و واحد اندازه گیریی :زمان،ثانیه وصدم ثانیه(برای رعایت سقف زمان اجرای) آزمون.تعدادضربات در زمان اجرا.

v    دفعات تکرار:  2بار وثبت بهترین(بیشترین زمان).

v    خطا ها : 1 - تماس عمدی توپ با دست ها.2- برخوردتوپ بازمین،جریمه قطع آزمون.

v    توضیحات : هنگام شروع آزمون توپ باید به صورت ثابت در محل از پیش تعیین قرارداشته باشد.حداکثرطول زمان اجرا 3دقیقه.(180)ثانیه

v    نحوه محاسبه امتیاز :کل تعدادضربات تقسیم برکل زمان تخصیص داده شده(3دقیقه) به ثانی یا به دقیقه اگر برای همه اعمال شود فرقی نمی کند.این امر از آنجا اهمیت دارد که در فعالیت های ورزشی فرصت برای انجام مهارت بسیار کوتاه است.واگر مهارتی در مدت کوتاه تری اجرا شود قطعا موءثر تر خواهد بود.این یکی از تفاوت های بین ورزش و سایر مواردی است که در هوش هیجانی تعریف شده و به ایت ترتیب قطعا هوش تکنکی با هوش هیجانی متفاوت است.

مهم :اما در مورد ورزش های دو بعدی یا از نظر من خطی مانند دو یدن وشنا و امثال این ها وضع در استعداد یابی متفاوت است.این ورزش ها بیشتر تابع عوامل فیزیولوزیکی فرد هستند و وراثت در آن هاوجه غالب است با بهبود تکنیک تغیر می کنند ولی فردی که واجد شرایط نباشد،با بهبود تکنیک قهرمان نمی شود .استعداد یابی در این رشته بسار ساده وبا برگزاری مسابقه بین گروه همگن انجام می شود. فردی که اختلاف قابل توجهی در رکورد با همسالان خود دارد،واجد شرایط است.این ورزش ها به عنوان ورزش مادر تلقی می شوند وسن استعداد یابی واستعدادپروری در آنها اغلب از رشته های دیگر پائین تر است.          

 

 

 


برچسب‌ها: هوش تکنیکی در ورزش
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391ساعت 23:52  توسط محمد قیومی  | 

ضرورت باز نگری در استراتژی،اهداف وبرنامه های تربیت بدنی و ورزش .

بدون تردید تربیت بدنی و ورزش یکی از پر جاذبه ترین وپر مخاطب ترین علوم معاصر است.رویدادهای ورزشی مهم مانندمسابقات المپیک،جام جهانی فوتبال،مسابقات درون وبین قاره ای و... به حدی مورد توجه همه ملت های جهان قرار می گیردکه در زمان برگزاری این رویدادهای ورزشی ،اخبار مهم اجتماعی فرهنگی،اقتصادی وسیاسی تحت تاثیر رونق اخبار ورزشی کمرنگ می شوند.رادیو وتلویزیون های متعددی در سراسر جهان، که مخاطبان بسیار زیادی نیز دارند صرفاًبه انتشار رویداد هاو اخبار لحظه به لحظه این مسابقات می پردازندو میلیون ها بیننده وشنونده هم در سراسر جهان این اخبار را با اشتیاق توام با نگرانی واضطراب تعقیب می کنند.این امر تا بدانجا پیش رفته که برخی از رسانه ها تعداد بینندگان تلویزیون هنگام  پخش مستقیم مسابقات فینال جام جهانی را چند میلیارد نفر اعلام می کنند.صرفنظر ازمیزان دقت وصحت اینگونه آمار ها،با اطمینان می توان گفت که جاذبه هاي ورزش قهرماني وحرفه ای واهميت آن در جوامع امروزي به حدي است كه در بسياري از رويداد هاي ورزشي مانند المپيك ومسابقات جهاني ،كسب مقام قهرماني پيروزي ملي تلقي مي گردد وعدم توفیق ،به نوعی احساسی مشابه شکست وسرخوردگی را تداعی می کند.

در دهه اخیر ورزش قهرمانی ایران سال های پرفراز ونشیب زیادی را پشت سر گذاشته.پیروزی های مقطعی وناکامی های متوالی،از نوعی بی ثباتی را در عملکرد ورزش قهرمانی حکایت دارد. عدم توفیق تیم های ملی ایران درالمپیک پکن وعدم راهیابی تیم ملی فوتبال ایران به مسابقات جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ وبرخی از ناکامی های اخیر در عرصه ورزش،نشان می دهد که: به رغم تلاش همه دست اندر کاران، ورزش ایران به لحاظ راهبرد(استراتژی)،اهداف،برنامه،ساختار و... نیازمند بازنگری اصولی است.بنظر میرسد با اعمال اصلاحات اساسی در حوزه های یاد شده می توان امیدوار بود که ورزش ایران به جایگاه واقعی خود در ورزش آسیا وجهان دست یابد.بدیهی است که اعمال چنین اصلاحاتی، در درجه اول نیازمند پذیرش این واقعیت از سوی مدیران ارشد کشور بخصوص رئیس سازمان تربیت بدنی بعنوان متولی اصلی ورزش کشور است.ودرمرحله بعد نیازمند مشارکت جمعی متخصصان صاحبنظران ودست اندر کاران ورزش کشور است.اگر اعمال چنین اصلاحاتی مورد قبول وپذیرش سازمان تریت بدنی ایران،به عنوان متولی اصلی ورزش کشور است،بایددر این راه خطیرنیز پیشگام باشدزیرا مسلما ادامه روند موجود،تداوم همان فراز ونشیب مقطعی است .با توجه به شواهد موجود بطورقطع توقع توسعه پایدار درورزش کشور از روند موجود متصور نیست.این باور صرفاً به ورزش حرفه ای و قهرمانی منحصر نمی شود،بلکه توسعه همه جانبه ورزش همگانی،آموزشی و پرورشی نیز در گرو این بازنگری است.

 در سال ۱۳۸۱ به سفارش سازمان تربیت بدنی طرحی تحت عنوان سندراهبردتوسعه نظام جامع تربیت بدنی و ورزش(شاید به  منظور بازنگری اساسی در سازمان تربیت بدنی) تدوین شد،که به دلایل مختلف هرگز اجرایی نشد. آین طرح که بعد ها به طرح جامع ورزش معروف شد،به شکل نسبتاً افراطی آکادمیک تدوین شده بود واز فضای ملموس و واقعی تشکیلات ورزش،فاصله داشت وهمه چیز حتی بدهیات را هم به مطالعات تطبیقی حواله میکرد.به این ترتیب تا حد زیادی از اجرا، حداقل در کوتاه مدت فاصله گرفته بود.با این همه مجریان طرح تلاش قابل تقدیری در جمع آوری مطالب علمی بعمل آورده بودند.

اما حرف من با وجود احتمال مشابهت با طرح جامع،حرف دیگری است .من از ضرورت انجام اصلاحات اساسی درهمه ابعاد ورزش کشورصحبت می کنم .اصلاحاتی اساسی که در نهایت به ادغام همه سازمان های موازی موجود ورزش کشور وارتقاءساختار سازمانی متولی ورزش کشوراز سازمان به وزارت ورزش کشور منجرخواهد شد.ادغام سازمانهای موازی ورزش کشور ضرورتی انکار ناپذیر است. این امربه منظور جلوگیری از تفریغ بودجه،نیروی انسانی،امکانات،تجهیزات واز همه مهم تر حذف مراکز متعدد وناهماهنگ  تصمیم گیری باید انجام شود،در غیر این صورت انجام اصلاحات اساسی امر بسیاردشواری است.هرچند که انجام آن هم به دلیل مخالفت برخی از صاحب منصبان،کار ساده ای نیست.(این را قبل از تاسیس وزارت ورزش وجوانان نوشته ام).اکنون اگر چه این تغیر ساختار حاصل شده ،اما بنظر می رسد بیشتر شکلی است تا محتوایی.

 اصلاحات پیشنهادی صرفاً ارتقاسازمانی وتشکیلاتی  نیست بلکه محتوایی وساختاری است.ابتدا باید راهبرد کلان ورزش کشور را تدوین نمود،سپس اهداف آن را . بعد هم نوبت تدوین برنامه ای جامع است که بتواند اهداف رامحقق نماید.بدیهی است که ساختار سازمانی راباید براساس برنامه سامان داد. نکته مهم اینجاست که نمی توان با ساختاری در ابعاد و محدودیت های یک سازمان به لحاظ بودجه،نیروی انسانی و... ،به مخاطبانی به حجم جمعیت ایران خدمت رسانی نمود.حتی اگر رئیس آن معاون رئیس جمهور باشد.برنامه جامع ورزش برنامه ای است که بتواند همه افراد کشور از کودک تا کهنسال را تحت پوشش قرار دهد. وزارت آموزش وپروش که مخاطبانی در محدوده سنی 6 تا 19 سال دارد وجمعیتی حدود 16 میلون را پوشش می دهد،در ساختار سازمانی خود حدا قل بیش از دو سازمان ودر بخش نیروی انسانی بیش از یک میلیون کارمند دارد.البته مقایسه نیروی انسانی مورد نیاز آموزش وپرورش با سایر وزارت خانه ها، قیاس درستی نیست،زیرا وجود این حجم وسیع معلم در این وزارت خانه تابع استاندارد ها وضرورت هایی است که ماموریت ورسالت آن اقتضا می کند.

مسیری که پیشنهاد می شود که هم چارچوب مشخصی دارد وهم علمی وبه اصطلاح آکادمیک است وهم اجرایی. البته در زمانی نسبتاً کوتاه .زیرا قافله ورزش جهان شتابان به پیش میرود و هر روز تاخیر در اجرای این اصلاحات بهای گزافی دارد.روندی که برای اعمال اصلاحات اساسی در حوزه تربیت بدنی و ورزش پیشنهاد می شود بشرح زیر است.

1- تدوین راهبرد کلان (grand strategy) كه در واقع به نوعي تركيب مفهوم استراتژي ورزش با سياست ملی، براساس نیاز های حال وآینده بخش ورزش کشور .

2- تدوین اهداف بر مبنای راهبرد کلان،در سه بخش اهداف بلندمدت،میان مدت وکوتاه مدت

3- تدوین برنامه جامع برای تحقق اهداف

4- ایجاد ساختار سازمانی مناسب برای تحقق اهداف. 

اگر چه این تغییر اساسی مراحل دیکری را نیز شامل می شود اما به نظر میرسدباایجاد تحول در این چهار رکن اساسی مسیر سایر عوامل نیز خود بخود مشخص خواهد شد.

الف: راهبرد :

بدون تردید تدوین استراتژی یا راهبرد(Strategy)با رویکردنیاز های حال وآینده نخستین گام برای مشخص نمودن مسیر تحقق اهداف است.اگر چه تعریف رابرد یا استراتژی برای صاحبنظران روشن است،اما بنظر میرسداکثر مخاطبان وبلاک ها را دانشجویانی تشکیل می دهند که ممکن است با این واژه چندان آشنا نباشند،به این جهت بی مورد نیست که مختصری در مورد تعاریف مختلف این واژه بحث شود

واژه «استراتژي» (Strategy) كه اكنون در زبان فارسي از آن به «راهبرد» تعبير مي شود مفهومي است كه از عرصه نظامي نشأت گرفته و بعداً در ساير عرصه ها از جمله اقتصاد، تجارت و به ويژه عرصه سياست و مملكت داري از كاربرد زيادي برخوردار شده است. ريشه واژه «استراتژي» واژه يوناني «استراتژيا» (Strategia) به معناي «فرماندهي و رهبري» است. اكنون معناي ساده استراتژي عبارت است از يك طرح عملياتي به منظور هماهنگي و سازماندهي اقدامات براي دستيابي به هدف. انديشه‌سياسی- همشهري آنلاين- دكتر علي صباغيان:

استراتژي ها معمولا هدفگذاري ها و رويكردهاي كلان را شامل مي شود و براي آن كه جامه واقعيت بر تن كند، مستلزم تدوين و اجراي تاكتيك هاي هم آهنگ است. استراتژي كارآمد آن راهبردي است كه اولا تاكتيك هاي شدني و قابل اجرا را تعريف كند و ثانياً اين تاكتيك هاي مجزا، هم پوشاني و هم افزايي داشته باشند، http://www.kayhannews.ir/

راهبرد یا استراتژی به طرح عملیاتی درازمدتی گفته می‌شود که به منظور دستیابی به یک هدف مشخص طراحی شده باشد. راهبرد شامل زمینه‌های کاری گوناگون می‌شود راهبرد یا استراتژی عالی ترین سطح از میان سطوح 4 گانهٔ مدیریت است . که این 4 سطج عبارتند از:

·         1. سطح راهبردی

·         2. سطح عملیاتی

·         3. سطح تاکتیکی

·         4. سطح تکنیکی

·         http://fa.wikipedia.org/wiki

 

تعاريف متداول براي راهبرد:

عبارتست از رويکرد سيستم يا سازمان در تعيين اقدامات عملياتي جهت دستيابي به اهداف يا آرمان تعيين شده.

عبارتست از جهت‌گيري سيستم يا سازمان در حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب.

نکته مهم: دسته‌بندي اوليه راهبردهاي سازماني

راهبردهاي ماموريتي سازمان

برای تعامل و حفظ تعادل با محيط

راهبردهاي ايجاد تغيير در سازمان

براي رساندن موقعيت و وضعيت سازمان به شرايط مطلوبhttp://www.iranpolitic21.blogfa.com

طرح جامع ورزش در تعریف استراتژی می گوید.

...متاسفانه بسیاری از منابع دست دوم مدیریتی وبرنامه ریزی در پرداختن به مفهوم استراتژی فاقد تعاریف روش اند.به جای عرضه تعاریف به توصیف بسنه کرده اندوبه خطا توصیف را تعریف پنداشته اند... سندراهبردتوسعه نظام جامع تربیت بدنی و ورزش.اسفند1381،شرکت راد سامانه.

در ادامه نگارنده طرح جامع دچار تضاد شده به جای ارائه تعریف استرتژی خود نیز واردمقوله توصیف می شود ومی گوید:...توصیف مقدمه ای برای تعریف است برای پاسخ به پرسش های مطروحه(راهبرد چیست؟)توصیف راسل ای کاف در مورد راهبرد آورده می شود.وی راهبرد را با ویژگی های زیر توصیف می کند:

1-به دور از جزئیات  

2- سراسر سازمانی

3- به دور از اجرا

و در ادامه می نویسد.

...در نقطه تلاقی نظریه تصمیم وبرنامه ریزی پویا که عمدنا برمنطق استنتاج ریاضی استوار است،راهبرد قاعده تصمیم برای همه مراحل دانسته می شود. سندراهبردتوسعه نظام جامع تربیت بدنی و ورزش.اسفند1381،شرکت راد سامانه.

والبته در نهایت نگارنده طرح جامع خود نیزتعریف مشخصی از استرتژی ارائه نمی کند.  

در نتیجه گیری وجمع بندی تعاریف مختلف وبعضاً ناهمگون فوق باید گفت: بعضی از تعاریف نقل قول شده با نگاهی تخصصی صرفاً برای یک موضوع یا یک بحث ،صورت گرفته وبرخی از تعاریف هم چندان قابل قبول به نظر نمی رسد.اما از جمیع جهات وبا نگاهی اجمالی به تعاریفذکر شده، راهبرد یااستراتژی کلان را می توان اینگونه تعریف نمود.

 راهبرد کلان عبارت است: ازسندی مدون که ازحاصل ترکیب يك طرح بنیادی وتحقیق وتوسعه ای بدست می آیدوبه اصلی مسلم ومرجعی برای تصمیم گیری های آتی سازمان بدل می شود. از این سند به منظور هماهنگي و سازماندهي اقدامات بعدی استفاده می شود.در واقع فارق از تعریف سیاسی کلمه نوعی "نقشه راه است" 

حال چهار سئوال اینجا مطرح است:

1-     آیا سازمان تربیت بدنی دارای راهبرد کلان (مدون)است؟

2-     آیا در تدوین این راهبرد کلان به نیاز های حال وآینده توجه شده است

3-     آیا در تدوین این راهبرد کلان به اجراي تاكتيك هاي هم آهنگ توجه شده

4-     آیا اين تاكتيك هاي مجزا، هماهنگی،هم پوشاني و هم افزايي دارند.

من پاسخ این سئوالات را نمی دانم زیرا چنین سندی را ندیده ام.عجیب هم نیست زیرااصولاًاسنادی از نوع سند راهبردی در زمره اسناد بنیادی است وانتشار آن ضرورتی ندارد وصرفا برای تدوین اهداف،برنامه ریزی وسازماندهی و... مورد استناد قرار می گیرد.اما با توجه به شواهد موجود به نظر میرسد یا چنین سندی در سازمان تا کنون مدون نشده ویا واجد شرایط سه گانه دیگر نیست.ویا اصولا در تصمیم سازی ها وبرنامه ریزی ها مورد عنایت قرار نمی گیرد.بهر حال اگر مسئولان سازمان به این پرسش ها پاسخ دهند موجب امتنان خواهد بود.

نکته مهم در وجود یا عدم وجود راهبرد کلان مدون در سازمان تربیت بدنی اینجاست که فدراسیون ها ی ورزشی نیز باید دارای راهبرد باشند وراهبرد آنان باید با راهبرد کلان سازمان هماهنگی،وهم افزایی داشته باشد.بنابر این در صورت فقدان راهبرد کلان در سازمان می توان نتیجه گرفت که فدراسیون های ورزشی وهیئت های زیر مجموعه آن ها نیز فاقد راهبرد هستندویا راهبرد مستقلی دارندکه بدون هماهنگی با سازمان تدوین شده است.اهمیت وجود راهبردمدون دارای ویژگی های لازم،را بایددر تدوین اهداف جستجو نمود،اصولاً اهداف برمبنای راهبرد تدوین می شود.به عبارت دیگر راهبرد کلان بستری است برای تدوین اهداف سه گانه بلند مدت، میان مدت و کوتاه مدت.اهداف آرمانی نیز در متن راهبرد نهفته است.در واقع راهبرد با نگاه به اهداف آرمانی تدوین می شود.به این ترتیب بدون وجود راهبرد هدف گذاری اصولی برای پاسخ گویی به نیاز های حال وبه ویژه آینده میسر نیست. ضمن آنکه اهداف برای تحقق نیازمند برنامه وبرنامه برای اجرا نیازمند ساختارسازمانی است.به این ترتیب رابطه بین راهبردکلان وسایر عناصر اصلی را به ترتیب،باید اینگونه بیان نمود.

1.     تدوین راهبرد کلان وزارت ورزش وجوانان

2.     تدوین اهداف بلند مدت میان مدت وکوتاه مدت براساس راهبرد کلان ورزشی وزارت

3.     تدوین برنامه جامع برای تحقق اهداف سه گانه  وزارت (براساس زمان بندی)

4.     ایجاد ساختار سازمانی مناسب ومطلوب برای اجرای برنامه جامع وتحقق اهداف.

در این مرحله تکلیف زیر مجموعه های سازمان از جمله فدراسیون های ورزشی نیز روشن خواهد شد.فدراسیون ها راهبرد خود را برمبنای راهبردکلان سازمان تدوین می کنند.اهداف  خود را برمبنای راهبرد مشخص می کنند.برنامه جامع خود را برای تحقق اهداف تدوین می کنندو درنهایت ساختار خود را برمبنای نیاز های برنامه باز سازی خواهند نمود.

بنظر میرسد که آنچه تا کنون در مورد ضرورت تدوین ویا باز نگری استراتژی وزارت ورزش ارائه شدکفایت می کند.در ادامه مطلب به عنصر بعدی یعنی اهداف سه گانه پرداخته خواهد شد.

ب:اهدف:

به زبان ساده اهداف جمع هدف(GOAL)است و هدف همان نقطه ای است که می خواهیم به آن برسیم وبرای رسیدن به آن تلاش می کنیم.اهداف را به چهار دسته تقسیم می کنند.

1-     اهداف آرمانی ((IDEALISTIC GOAL

آرمان به معنی آرزوی بسیار بزرگ تعریف شده .واهداف آرمانی در واقع آرزوهای غائی ونهایی است. این اهداف بسیار دور از دسترس هستندوممکن است هیچگاه محقق نشوند.مثل قهرمانی ایران در مجموع مدال های مسابقات المپیک یا کسب مقام اول جام جهانی فوتبال توسط تیم ایران.این اهداف در تدوین راهبرد مورد استفاده قرار می گیرند تا نهایت آرزو درراهبردانعکاس یابد.

در یک تقسیم بندی کلی می توان اهداف رابه دو دسته هدف کلی واهداف اختصاصی تقسیم نمود. براساس این تقسیم بندی،هدف کلی (برای تشکیلاتی مانند سازمان تربیت بدنی) همان تحقق است استراتژی است.اما اهداف اختصاصی بصورت محدودتروعملیاتی برای پاسخگویی به نیاز های حال وآینده تدوین می شود.این اهداف باید ضمن بیان ضرورت وجودی و وظایف سازمان،انتظارت از سازمان را نیز مد نظر قرار دهد. در تقسیم بندی دیگری براساس زمانبدی اهداف را به صورت زیر تعریف می کنند   

1-    اهداف بلند مدت.

تحقق این اهداف نیاز به زمانی نسبتاًطولانی دارد.در بعضی منابع زمان لازم برای تحقق این اهداف را حدود 10سال وبیشتر ذکر کرده اند.

2-     اهداف میان مدت.

اهدافی هستند که معمولا در یک زمانبندی چهاریا پنج ساله باید محقق شوند.

3-    اهداف کوتاه مدت.

تحقق این اهداف نیز به حداقل دو سال زمان نیاز دارد.بهر حال مسلماً این زمانبندی را می توان منعطف فرض کرد وبرحسب ضرورت،اندکی در آن دخل وتصرف نمود.

در تدوین اهداف باید به نکات زیر توجه شود.

·         اهداف بایدبراساس راهبرد کلان تدوین شود.

·         اهداف باید بر اساس نیاز های حال وآینده تدوین شود.

·         اهداف بایدعملیاتی واجرایی تدوین شوند.

·         اهداف بایدبدون ابهام و روشن باشند.

·         اهداف بایدمنطبق ویا در مسیر تحقق استاندارد ها باشند

ج: برنامه:

برنامه سازوکار یا مسیری است  که برای تحقق اهداف باید مشخص شده واجرا گردد.برنامه باید به گونه ای طراحی وتدوین شده باشد که در زمان از پیش مشخص شده وبا امکانات پیش بینی شده،تحقق اهداف را میسر نماید.بدیهی است که سازوکار لازم برای تحقق باید از قبل مشخص ومهیا شده باشد. تدوین برنامه ویژگی های خاصی دارد که در این مقال نمی گنجد،اما یکی از سازوکار های ضروری برنامه پیش بینی سیستم نظارت وارزیابی است. گاه این سیستم در خود برنامه پیش بینی می شود وگاه تشکیلات مستقلی در داخل سازمان برای ارزشیابی ونظارت به وجود می آید.بهر حال،نظارت وارزیابی چگونگی میزان تحقق اهداف را در طول اجرای برنامه اندازه گیری می کند.وبازخورد های لازم برای ادامه،تصحیح ویا تغییر برنامه،ارائه می دهد.به نظر می رسد فقدان استراتژی کلان وبه تبع آن اهداف سه گانه بلند مدت ،میان مدت وکوتاه مدت سبب شده تا برنامه های در دست اجرا (حد اقل در بخش ورزش کشور)،فاقد پشتوانه علمی وغالباً ناموفق و در حال تغییر باشد. در تائید این مدعابرخی می گویند،برنامه ها با تغییر مدیریت ها تغییر می کند.از آنجا که مدیریت ها ثبات ندارد،برنامه ها نیز دائماً در تغییر اند.به عبارت دیگر هر مدیری با برنامه خود می آیدو با برنامه خودش هم می رود.این امر هزینه های بسیار سنگینی را بر بخش ورزش کشور تحمیل می کند.این هزینه ها صرفاً به اتلاف منابع مالی ختم نمی شود بلکه منابع انسانی هم هرز می رود وهدف مشخصی هم محقق نخواهد شد.تداوم این دور باطل در ورزش وتربیت بدنی به عوامل مختلفی وابسته است که مهم ترین آنها عبارتند از:

·         فقدان استراتژی کلان.

·         فقدان اهداف سه گانه منطبق با استراتژی کلان.

·         فقدان برنامه جامع برای تحقق اهداف.

·         فقدان سیستم نظارت وارزیابی کارآمد.

·         فقدان استاندارد های نیروی انسانی مورد نیاز.

·         فقدان یا بی توجهی به شرایط احراز پست،به ویژه پست های مدیریتی،در انتصاب ها

·         عدم ثبات در مدیریت.

·         عدم اعتقاد به برنامه مداری در برخی از مدیریت ها

·         و...

می گویند انسان محور توسعه پایدار است ومهم ترین منابع انسانی هرسازمان  نیز منابع انسانی آن است. تدوین استاندارد های علمی نیروی انسانی مورد نیاز" شرایط احراز پست " را نیز در بر می گیردوبه شناسایی افراد واجد شرایط ،برای اجرای برنامه وتحقق اهداف منجر خواهد شد.در غیر اینصورت،شناخت افراد واجد شرایط احرازپست،به سلیقه های فردی ویا روش های دیگری مثل آزمون خطا منجر خواهد شد.نمونه بارز اینگونه انتصاب ها را،درمدیریت(سرمربیگری وحتی مربیگری) تیم های ملی وباشگاهی بصورت مشهود می توان دید.(ادامه دارد)

1391/7/14


برچسب‌ها: استراتژی واهداف تربیت بدنی
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم تیر 1389ساعت 15:50  توسط محمد قیومی  |